keyframe

درباره موشن گرافیک

درباره موشن گرافیک

یادداشت هایی درباره موشن گرافیک

بایگانی
آخرین مطالب

سینما 4دی: حاشیه نشین قدرتمند

يكشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۲، ۱۰:۳۴ ب.ظ

متن زیر پیش تر به سفارش نشریه خط خانه طراحان انقلاب اسلامی نوشته شده است.

معمولا یادداشت هایی که برای معرفی یک نرم افزار نوشته می شوند، آن قدر خشک و خسته کننده هستند که تقریبا اطلاعات زیادی به مخاطب خود نمی دهند و در نهایت تبدیل به مطلب تبلیغی سطح پایین و گذرا با توضیحی چند خطی از امکانات آن نرم افراز می شوند. یادداشت این جانب هم از این خطر مبرا نیست! بنا براین بهتر دیدم راه دیگری را برای معرفی نرم افزار انتخاب کنم. احساس میکنم فرایند انتخاب یک نرم افزار مهمتر از توضیح ویژگی های فنی آن هست. واقعیت این است که در ایران به دلیل نبود قانون کپی رایت عموما کابر دستش برای انتخاب نرم افزار باز هست و این مزیت بعضا باعث گیجی در انتخاب نرم افزار می شود. از طرفی به علت نبود آموزش های آکادمیک در رابطه با رشته های مرتبط با این نرم افزار ها مسیر های رسیدن ب یک نرم افزار از طریق آزمون و خطا و جو عمومی کاربران ایجاد میشود. چیزی که بیشتر کاربرها را گیج می کند همین است: بالاخره کدام نرم افزار به درد من می خورد؟

یادم هست برای تولید برخی کلیپ های ویدئویی نیاز به وارد کردن اجسام سه بعدی در after effect داشتیم. خب این امکان در این نرم افزار تعبیه نشده بود و عموم نرم افزار های سه بعدی هم در خط تولید خود به این مسئله اهمیت نداده بودند. تنها نرم افزار موجود که این قابلیت را داشت cinema 4d بود. سینما این قابلیت را داشت تا اطلاعات سه بعدی صحنه مثل دوربین و نور و نول آبجکت ها را بصورت یک کامپوزیشن وارد after effect کند. با این وجود برای امثال من که مدت های زیادی با 3d max کار کرده بودند شاید مهاجرت به یک نرم افزار جدید سخت و شاید محال بود به چند دلیل.

یکی از این دلایل جو حاکم بین کاربران و حلقه هم صنفان نزدیک است که معمولا فضایی را ایجاد می کند که خارج از مقایسه های واقعی بین نرم افزار ها هست. در ایران تعصب زیادی روی دو نرم افزار 3d max و maya هست. و اخیرا در این چند سال این تابو کمی شکسته شده و این مطلب در حال فهم هست که هر نرم افزاری قابلیت خاص خودش را دارد. این امر تا حدود زیادی نشات گرفته از تاریخچه ورود نرم افزارهای سه بعدی به ایران است که توضیحش در این چند سطر نمی گنجد.

مسئله دیگر ترس و نگرانی از طولانی شدن مدت هماهنگی با نرم افزار جدید بود و اینکه آیا بعد از گذر از این بازه زمانی نتایج بدست آمده قابل قبول خواهد بود یا نه. در یک کلام آیا این مهاجرت به صرفه بوده است یا خیر؟

با این اوصاف برای شروع، این نرم افزار را نصب کردم. خب بر خلاف تصوری که داشتم اصلا شبیه 3d max با بی نهایت پنل و سوییچ نبود. محیط کاربری c4d اینقدر ساده بود که بنظرم کمی بچگانه آمد. در نگاه اول احساس می کنید که قطعا خیلی نرم افزار بدرد نخوری هست! و یا شاید با خودتان بگویید: "چر اینقدر دکمه هاش کمه؟!" و شاید فکر کنید که :" پس حتما امکاناتش هم کمه!" بعدها فهمیدم یکی از بزرگترین مزیت های c4d نسبت به رقبایش همین ساده سازی رابط کاربری(interface) است.

بعد از گذشت مدت زمانی کوتاه و تطبیق عملکردهای 3d max با c4d به این نتیجه رسیدم که این نرم افزار واقعا سهل الوصول است. بیاد دارم برای مدلینگ در  3d maxکلا از این که ابزارها این قدر در دست و بالم گیر می کنند ناراضی بودم. اما در c4d سرعت مدلینگ بخاطر تسهیل در نوع ارتباط گیری مخاطب با ابزارها بشدت بالا رفته است. می توانم بگویم زمان مدلینگ در c4d نسبت به  3d maxتقریبا به نصف کاهش پیدا می کند.

این ساده سازی یکی از سیاست های شرکت maxon است. در c4d بر دوش نرم افزارهای نسل اول به دنیا آمده است و سعی شده مشکلاتی که در نرم افزارهای پیشین وجود داشته دراین نرم افزار بر طرف شود.

منوی اشیا  (object manager) یکی از راهبردی ترین بخش های این نرم افزار است. اصولا هر اتفاقی که بخواهد برای یک شی بیافتد بصورت یک برچسب (tag) در کنار آن نمایش داده می شود. در صحنه های شلوغ و پیچیده شما با یک نگاه ساده می توانید وضعیت صحنه را بررسی کنید و تغییرات مورد نظرتان را اعمال کنید بدون این که دچار گیجی و روانپریشی بشوید! این منو یک منو فراخوان شونده نیست و به عنوان یکی از پنل های اصلی همواره در نرم افزار قرار دارد. شما براحتی و بدون دردسر می توانید چینش پنل ها را آنطور که می پسندید تغییر دهید. در واقع در c4d چارچوب خشک و محکمی وجود ندارد و همه چیز طبق خواسته کاربر قابل تغییر است.(البته در این مورد باید اعتراف کنم نرم افزار blender چند پله از بقیه نرم افزارها جلوتر است!)

یکی از مشکلات دیگری که در 3d max وجود داشت موتور رندر پیش فرضش بود که عموما کسی استفاده چندانی از آن نمی کرد و همه سراغ موتورهای رندر دیگر می رفتند. vray از این موتور ها بود. این موتور به علت محاسبه GI  رندرهای بسیار خوب و واقعی (realistic) می گرفت. شاید مهمترین چیز در یک موتور رندر  GI(محاسبه نور های غیر مستقیمی که به یک شی تابیده می شود) است. در c4d این مشکل وجود نداشت. برای من باور کردنی نبود که بدون نصب هیچ پلاگینی می شود اینقدر رندرهای قابل قبول گرفت. در آخرین نسخه این قابلیت بشدت بهبود پیدا کرده است و سرعت محاسبه جی آی بالا رفته و باگ های آن هم گرفته شده است.هر چند c4d قابلیت هماهنگی با بسیاری ازموتورهای رندر را دارد اما می شود از آنها صرف نظر کرد چرا که موتور استاندارد و فیزیکال (physical render) این نرم افزار تا حد زیادی پاسخگوی نیاز های کاربران هست.

شاید c4d نرم افزاری عالی برای جلوه های ویژه در سطح فیلم های هالیوودی نباشد (که البته این به معنای بی استفاده بودن c4d در صنایع جلوه های ویژه نیست. نمونه های کار شده را می توانید در سایت شرکت مکسون مشاهده کنید) اما باید این را هم بپذیریم که سطح بسیاری از کارهای ما قرار نیست مانند نمونه های هالیوودی باشد. به نظر نگارنده این نرم افزار نیازهای vfx  استودیو های کوچک و خانگی را براحتی بر طرف می کند.

دینامیک وشبیه سازی رفتارهای فیزیکی در سینما فوردی براحتی قابل اجراست. تنها تگ مورد نظر را اضافه کنید.شبیه سازی مو، کرک ، رفتار پارچه و از هم گسیختگی اشیا بسیار خوب قابل اجرا است. برخلاف نرم افزارها یی مثل maya و houdini ،این نرم افزار در بخش شبیه سازی سیالات تقریبا دست خالی است. و شاید این یکی از نقطه ضعف هایش همین باشد که البته با افزودن پلاگین قابل بر طرف کردن است.

Bodypaint 3d از دیگر بخش های این نرم افزار است. کسانی که خاطره هایی دردناک از uv کردن و تکسچرینگ موجودات زنده دارند این قسمت برایشان خوشایند خواهد بود. شما براحتی میتوانید روی مدل های سه بعدی خود نقاشی کنید بدون این که نیازی به فتوشاپ برای درست کردن تکسچر داشته باشید. این ویژگی باعث شده c4d در برخی از پروژه های بزرگ هالیوود در کنار دیگر نرم افزارها وارد پروسه تولید شود.

اما شاید آنچه که c4d را از رقبایش متمایز می کند وجود ابزار mograph است. با توجه به رویکرد شرکت maxon در پوشش صنعت موشن گرافیک، ابزارهایی برای این منظور درون نرم افزار تعبیه شده که تقریبا منحصر به همین نرم افزار است. موگراف یکی از جذاب ترین قسمت های c4d است. تسلط روی اشیا بصورت ذره ای و کنترل متن سه بعدی شاید گوشه ای از عملکرد این ابزار باشد. این ابزار قابلیت های زیادی در تایپوگرافی به هنرمندان موشن گرافیک می دهد و همچنین کنترل اشیا بر روی سطوح و فرم های مختلف که در ساخت آرم استیشن ها و لوگوهای تلوزیونی بسیار پر کاربرد است.

از در نسخه 14 به بعد c4d ، روند جامع سازی نرم افزار توسط شرکت مکسون سرعت بیشتری گرفت. به غیر از کامپوزیت -که سیاست بر تسهیلِ همپوشانی با دیگر نرم افزارها است- کاربر می تواند تمامی نیازهای خود را در مسیر تولید یک پروژه در همین نرم افزار به انجام دهد. قابلیت پیکر تراشی  sculpting در همین راستا به این نرم افزار اضافه شده است. با این نگاه که نیاز کاربر به نرم افزارهایی  مثل Zbrush و mudbox کم شود و رفت و آمد بین نرم افزار در طول تولید یک پروژه به کمترین حد خود برسد.

در یک نگاه کلی سیاست جدید شرکت های تولید نرم افزار بر این است که کاربران کمتر درگیر مسائل فنی شوند و بیشتر و راحت تر کار هنری خود را انجام دهند. در نسخه 15 c4d قابلیت جدیدی اضافه شده تا مخاطب بتواند یک پروژه را بصورت آنلاین و هم زمان در دو نرم افزار اafter effect و c4d جلو ببرد.این قابلیت  cinewareنام دارد. پیش از این کاربر باید یک بار صحنه مورد نظر را رندر کرده و بعد آن را بصورت یک کامپوزیشن در نرم افزار after effect باز می کرد. اما در این حالت همه چیز بصورت همزمان در دو نرم افزار قابل ویرایش است.با این ابتکار جدید پروسه تولید بسیار کوتاه تر شده و تسلط روی صحنه بیشتر می شود.

 و اما حرف آخر! بنظرم بعد از مدتی آزمودن نرم افزار های مختلف کاربر به مرحله ای می رسد که باید نرم افزار اصلی خود را انتخاب کند و همه چیز به خود کاربر و تعریفی که او از خود و کاری که قراراست انجام دهد بستگی دارد. سوای از امکانات مختلفی که هر نرم افزار دارد، بهترین نرم افزار برای شما آن چیزیست که شما با آن راحت ترید و هدفتان را بهتر تامین می کند

به نظر نگارنده بی شک cinema 4d برای هنرمندانی که در حوزه موشن گرافیک فعالیت می کنند بهترین انتخاب است. هر چند که در دیگر حوزه ها هم آنها را تنها نخواهد گذاشت!

 

 

  • keyframe

نظرات  (۴)

سلام آره من با این متن موافقم ، و الیته این رو هم باید اضافه کرد این نرم افزار 5 گیگ حد اقل هستش و این هم بگم مکس و مایا (که من مایا کارم به دلیل امکانات انیمیت) ، تنها 2.5 گیگ هستن ، مطمئنا 2.5 گیگ اضافی میتونه امکانات بیشتر داشته باشه، و پلاگین ها همه کنار هم جمعن، و واقعا واسه موشن گرافیک عالیه ، ولی اگه کسی میخاد انیم کار کنه ، اصلا پیش نهاد نمیکنم ، چون من هم C4D و هم مایا کار کردم و میکنم ، در کل مایا راحت تره، (تاکید میکنم برای انیمیت*چون الباقی رو کار نکردم نمیتونم نظر بدم*).
 
سلام واقعا توضیحاتتون عالی بود من هم مکس و مایا و سینمافوردی کار کردم واقعا سینمافوردی فوق العادس درسته همه میگن تو انیمیت به پای مایا نمیرسه اما من با cmotion و سیستم عضلاتش خیلی راحت میتونم مدلمو انیمیت بدم و تو نسخه r17 که دیگه خیلی فوق الاده تر شده تقریبا همه کار تو خود سینمافوردی میشه انجام داد مانند : اسکالاپت ، کامپوزیت ، ترکینگ و ...
سلام  کاملا موافقم با این متن. و هر چه گفته شد حقیقت بود چون من خودم شخصا تجربش کردم. بسیار عالی. 
 اما برای این دوست خوبمون اقا شاهین. دوست عزیز کجا 2.5 گیگ اضافه داره؟اولا مکسو مایا 7 گیگ هستن به بالا. سینما فوردی هم همین. و میشه گفت یکسا هستن. بعدشم شما واقعا قدرت نرم افزارو در حجم اون میبینید؟ هودینی ک کلا 600 مگ حجم داره. و کسی نمیتونه قدرتشو انکار کنه /لطفا باعث سردرگمیه مخاطبان نشید  
موفق باشید
  • امید ابراهیمی
  • سلام وقتتون بخیر شما دارید در مورد نم افزاری صحبت میکنید که آینده رو در دست خودش داره سینما فوردی واقعا جلوی رقباش کم نمیاره و در آینده قوی تر میشه البته خود من در کنار سینما فوردی برنامه زی براش رو هم توصیه میکنم مدل رو تو سینما فوردی بسازید جزییات رو تو زی براش بدین تعامل خوبی با هم دارن اگه افتر رو هم بلدین پس باید میلیونی پول در بیارین به حرفای دیگران توجه نکنید این برنامه راحت سه ماه روزی سه ساعت وقت بزارید میترکونید قول میدم ولی هر روز کار کنید ویدیو های یوتیوب رو حتما ببینید
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی